بوبک

Hope Never Quit

امام رضا (ع)

  • ۱۴:۰۰
                                                   
پرواز       

حالا توی آسمونم و به امید خدا تا ساعت 5 شهریم که سالها آرزوی دیدنش رو داشتم.امام رضا باورم نمیشه دارم میام دیدنت.باورم نمیشه...

پنج شنبه 14 آبان 94 - 16:26
 
 
 حدودای ساعت 5 اعلام میشه خلبان برای فرود داره تغییر ارتفاع میده
 

این جا مکان مورد علاقه ی من بود چون دقیقا وارد که می شدیم ضریح روبرومون بود.باب الرضا (ع)
 
پنجره فولاد

و اینجا پنجره فولاد قدیم یا باب المراد حدودای 3 شب...
 
مشهد

این همون پنجره فولاد ولی از نمای دور


جایگاه کبوترای حرم حدودای 5بعد از ظهر- پشت باغ رضوان

چقدر دلم میخواد همیشه راهی به حرم داشتم.وقت و بی وقت میشد برم و آروم بگیرم...
کاش از اتاق من راهی به ضریح بود...



 جاده ی طرقبه-آرامگاه امام زادگان دوقلو یاسر و ناصر بی موسی بن جعفر (ع)


در راه بازگشت- قطار-6:21 بامداد
قطار دارد به شهرمان نزدیک میشود.صدای خنده و شادمانی اعراب از راهروها شنیده می شود.هوا هنوز تاریک است ومیشود سوسوی چراغ های روشن را در جاهایی که زندگی جریان دارد دید...حالا مادرشوهر و عروسی که قصد رفتن به کربلا را داشتند و انسان های شریفی هم بودند لابد تا به حال به مرز مهران رسیده باشند و حاج خانومی که با شوهرش قصد ماندن پیش همسر و فرزند کوچک پسرشان که می خواهد پیاده راهی کربلا شود و پسرشان قرار بود بیاید ایستگاه دنبالشان لابد تا الان خانه پسرشان باشند و ما هنوز در راهیم و بعد از جداشدن از زندگی روزمره مان دوباره به زندگی مان برمیگردیم.حالا هوا رو به روشنی میگذارد و مامور قطار در حال جمع کردن سرویس خواب ها است و من آرزو دارم اتفاق های خوبی انتظار همه مارا بکشد و همه قدر زندگی راحتمان را بدانیم.


 
المی ...
دلم تنگ شد:-( 

عهه رمز میدی:))) من فک میکردم خیلی خصوصیه نمیدی:-D 
اهم می رمز دوس:-D 
اوهوممم:(
بله بله حتما:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan