بوبک

Hope Never Quit

دخترم

  • ۱۰:۲۴

امروز وقت رفتن به سمت ایستگاه اتوبوس ، از کنارم صدای مرد مسنی رو شنیدم که گفت : ساعت چنده دخترم؟

من سرم رو چرخوندم سمتش و چهره ی مهربون یک مرد مسن که از آفتاب پوستش سوخته بود و عرق ریزان بود و آفتاب چشم هاش رو آزار میداد رو دیدم چندثانیه نگاهش کردم و قلبم لرزید و نگاه ساعتم کردم و بهش گفتم ۰

مردهای مسن شهر لطفا به من نگویید دخترم۰۰۰

  • ۳۵
Designed By Erfan Powered by Bayan