بوبک

Hope Never Quit

شب قدر

  • ۰۲:۵۸
اولین شب های قدر رو من از زمانی یادمه که راهنمایی بودم و یه غصه ی گنده قد اون سنم تو دلم بود که میتونستم همپای خانم های سن دار مجلس زار زار اشک بریزم و از خدا معجزه بخوام۰از همون زمان شب های قدر و دعاهاش برام حال عجیبی داشت و عجیب حالم خوب میشد۰تاثیرشو وقتی فهمیدم که منشی دکترجراحم چندسال بعد گفت عمل شما مثه معجزه بوده که بعدش مشکلی نداشتین تو این همه بیمار و من و معرفی کرد به دختری که دو سه سالی ازم کوچیکتر بود و خودش و مادرش استرس جراحی رو داشتن تا بهشون آرامش بدم۰من اون موقع ۱۶سالم بود۰ من فقط تونستم لبخند بزنم و فکر کنم همون معجزه ی خدا همینه همین جاست ۰از اون زمان به بعد تلاشمو کردم معجزه و نگاه خدارو از دید خودم نبینم یعنی فکر نکنم اگر اونی که من میخواستم اتفاق افتاده پس خدا برای من معجزه کرده نه۰گاهی بدون اینکه خبر داشته باشی و مدام فکر کنی وسط مشکلاتی ولی همزمان خدا داره واست یه اتفاق خوب رو  رقم میزنه و بعدش هی میشینی مثه پازل همه چیزو میذاری کنار هم تا میرسی به زمان حال۰
+امشب دلم میخواست میتونستم تو حرم امام رضا بودم با آدمای خوب زندگیم یا حداقل یه جای خوب که مراسم بود ولی نمیشد برا امتحانات ولی انشالله سال بعد بشه۰نتونستم اعمال امشب و این شبای قدرو انجام بدم ولی میخوام از خدا همه ی اتفاق های خوب رو برای همه بخوام۰سلامتی همه بیمارا و حل گرفتاری های همه ۰عاقبت بخیری همه ۰خوشبخت شدن جوونا و اینکه سایه ی پدرمادرا بالای سر بچه هاشون باشه و همیشه قلبمون به خدا نزدیک باشه۰خدایا به هممون کمک کن بنده های خوبی واست باشیم۰ممنونم خداجونم۰خیلی دوست دارم همیشه همراه من۰
  • ۱۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan