بوبک

Hope Never Quit

ترس

  • ۲۰:۰۶

رایمون دیشب یه چالش گذاشته بود که بیاین از ترساتون بگین و من انقدر حجم ترس هام زیاد بود که نمیتونستم یکیشو انتخاب کنم و بگم۰

یکی از ترسای من از همون جمعه شروع شد که شنبه ش اول مهر بود و من همه چیزو آماده کرده بودم برای فردا صبح۰خوشحال بودم۰یهو زنگ بیمارستان به خونه و فوت بابا۰۰۰امروز هم همه چیز آماده بود برای فردا صبح دانشگاه و من خوشحال بودم ولی خبری شنیدم که تمام بدنم یخ کرد و تو گرما بدنم میلرزید۰قلبم فشرده شده بود و فقط گریه میکردم ۰حالا من دوباره همون حس رو دارم۰وقت راه رفتن تلوتلو میخورم۰چشمام داغه اشکه و دلم میخواد اینجا دیگه زندگیم ادامه پیدا نکنه۰۰۰


  • ۲۳
سمیرا...
اوضاع درست میشه. زندگی همیشه سر وقت خودش معجزه هاشو نشون میده
نگران نباش
فکر نمیکنم
ماهی قرمز
چقدر تلخ ... 
تلخیهایی که وجود دارن و باید باهاشون کنار اومد انگار
راه دیگه ای وجود نداره
♫ شباهنگ
چیزی که آدمو نکشه قوی‌ترش می‌کنه
به نظر تو آدم قوی‌ای هستی :)
آره۰ادم به خودش میاد میبینه هنوز زندس ولی خب مسلما روح ادم پر دردتر میشه۰
دیگه بشر است و خلق الانسان فی الکبد
جز این وعده ای داده نشده بهمون۰۰۰
رضا صبری
مرگ تلخ به خصوص از نزدیکان باشد تسلیت عرض میکنم 

ممنون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan